حسين بن حسن خوارزمي
74
شرح فصوص الحكم ( تحقيق حسن حسن زاده آملى ) ( فارسى )
و از حضرت الهى و فيض فضل نامتناهى او مسألت مىنمايم كه در ابراز اين كتاب و در جميع احوال مرا از آن بندگان سازد كه شيطان را بر ايشان غلبه و دسترس نيست ، و آن طايفه عارفاناند كه مداخل شيطان را مىدانند و از موافقت فرمان الهى تجاوز نمىنمايند و زمرهء موحّداناند كه غير حق را وجود و ذات نمىبينند ، و همه اشياء را مظاهر و مجالى او مىشناسند پس همه عبادات و حركات و سكنات ايشان « باللّه ، للّه ، إلى اللّه ، و من اللّه » باشد تا گويند شعر : بخل من للّه عطا للّه و بس * جمله للّه ام نيم من آنكس هم خمارم زو و هم مستى من * محو در هستى او هستى من « 1 » به حكم وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ اين طايفهاند كه عبادت حضرت إله نه از براى دخول جنّت نعيم كنند و نه از خوف نار جحيم ، بلكه حقّ را از روى الوهيّت و استحقاق ذاتى او پرستند و گويند ، بيت : پرستيدن حق براى بهشت * بود پيش ارباب دل سخت زشت گر از دوست چشمت بر احسان اوست * پرستندهء حظّ خويشى نه دوست دو عالم ندارد چنان قيمتى * كه بندى در احراز آن همّتى قطب العارفين شرف الدين داود قيصرى قدس سره مىفرمايد : شعر عبدنا الهوى أيّام جهل و انّنا * لفى غمرة من سكرنا من شرابه و عشنا زمانا نعبد الحقّ للهوى * من الجنّة الأعلى و حسن ثوابه فلمّا تجلّى نوره فى قلوبنا * عبدنا رجاء فى اللقا و خطابه فمرجع انواع العبوديّة الهوى * سوى من يكن عبدا لعزّ جنابه و نعبده من غير شىء من الهوى * و لا للنّوى من ناره و عقابه « 2 »
--> ( 1 ) - بيت اول از دفتر اول مثنوى عارف رومى است ( ط علاء الدوله - ص 98 - س 22 ؛ و چاپ عكسى خطى قونيه - ص 87 - س 23 ، و اما بيت دوم را در چند نسخه خطى و چاپى مثنوى نيافتهايم . ( 2 ) - اين پنج بيت را علامه قيصرى ساوى در دو جاى شرح بر فصوص الحكم آورده است يكى در شرح ديباچه فصوص الحكم اعنى در همين مقام كه گفته است : « و فيه أقول : عبدنا الهوى . . . » ( ط 1 - چاپ -